مجله اینترنتی محلات قدیمی بوشهر

این بلگ مجله اینترنتی درباره محلات ورسوم قدیمی و مساجد بوشهر می باشد


بوشهریها چگونه عزاداری می کنند - پیشینه عزاداری بوشهری‌ها

عبدالحمید دشتی‌فرد  نماینده بنیاد دعبل خزاعی در استان بوشهر و از مداحان اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام در استان بوشهر است. وی به شیوه سنتی جنوبی نوحه‌خوانی می‌کند و در وادی مداحی و فرهنگ آن دغدغه‌های بسیار دارد.

 دشتی‌فرد  که تاکنون در سه دوره از همایش پیرغلامان شرکت کرده است، در ارتباط با رسم و رسوم خاص استان بوشهر در برگزاری مراسم عزاداری در ماه محرم و صفر می‌گوید: سینه‌زنی سنتی بوشهر برای همگان شناخته شده است، دسته‌های سینه‌زنی از دایره‌های متفاوتی تشکیل شده و سبک و سیاق خاص خودش را دارد به طوری که از دور کُند شروع و به دور تند ختم می‌شود.

وی عنوان می‌کند: نوحه‌‌هایی که در مراسم عزاداری خوانده می‌شود باید با حرکات دست و پا همخوانی داشته باشد از این رو افرادمجرب، حلقه‌هایی درونی دسته‌های سینه‌زنی را تشکیل داده که شکلی منحصر به فرد دارد و بیشتر از اشعار غزل در آنها استفاده می‌شود، لذا اشعار نوحه نیزباید بر اساس دستگاه چهارگاه باشد.

این نماینده بنیاد دعبل خزاعی استان بوشهر در خصوص منبع اشعاری که در مراسم عزاداری خوانده می‌شود و اینکه آیا این اشعار، سینه به سینه نقل شده‌اند و یا شاعری مشهور آنها را سروده است، بیان می‌دارد: اشعارشعرای قدیم مانند مرحوم «ناخدا عباس دریانورد» و مرحوم «حاج حسن شریفیان» در سال‌های گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفت اما پس از پیروزی انقلاب، اشخاصی هستند که به طور رسمی و با اقتضای زمان، سعی می‌کنند اشعاری خوب و با قوت را بسرایند.

وی در پاسخ به اینکه آیا مراسمی که در ماه محرم در استان بوشهر اجرا می‌شودنام خاصی دارد یا نه اظهار می‌دارد: در ماه محرم «دمّام» آوازه دیگری داردچرا که «دمّام» یک طبلی است که بیشتر در جنوب کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد و در مراسم در گذشت حضرت امام (ره) نیز در بهشت زهرا زده می‌شود.

دشتی‌فرد تصریح می‌کند: «دمّام» اصالتاً برای مجالس عزا ساخته شده است اما امروز استفاده‌های متفاوتی از آنمی‌شود. به طوری که حتی در استادیوم ورزشی نیز زده می‌شود!البته آن فرمی که در عزاداری‌ها دارد را تاکنون نتوانستند به سایر مجالس انتقال دهند. در فرم خاص «دمّام» تعداد آن باید حتما فرد و به صورت ۷، ۹ و یا ۱۱ باشد که همراه با آن سنج و بوق خاصی زده می‌شود که این دو تلفیقی را به گوش می‌رساند که هیچ کجا نمی‌تواند این تلفیق را به شنوندهانتقال دهد.

وی با اشاره به اینکه مراسم سینه‌زنی در بوشهر بر عکس تمام شهرهای ایران که در آن مردم به صورت دسته‌جمعی در خیابان‌ها حضور دارند بیشتر در مساجد متمرکز است، می‌افزاید: هر تکیه و مسجدی جمعیت خاص خودش را دارد و اکثرا سعی می‌شود با رعایت وقت و به طور منظم، مردم به سمت مساجد گوناگون هدایت شوند به طوری که از ساعت ۹ شب تا ساعت ۳ نیمه شب به ترتیب برنامه‌ها پی‌گرفته می‌شود. بنابر این هر مسجدی جمعیت قابل ملاحظه‌ای را دارد و این گونه نیست که مسجدی پر از جمعیت و دیگری جمعیت کمتری داشته باشد.

این ذاکر اهل‌بیت(ع) در خصوص افرادی که با استفاده از ساز به مداحی می‌پردازند، می‌گوید: احساسمن در ارتباط با کسانی که با ساز می‌خوانند این است که آنها دو مطلب را دنبال می‌کنند: یا اینکه به طور مطلق، مداح نبوده و به عنوان مداح هم شناخته نمی‌شوند و یا اینکه به دنبال مسائل مادی هستند لذا در وادی مساجد نمی‌توانند به لحاظ ریالی، آن دستگاه را اجرا کنند پس بهضبط سی‌دی روی می‌آورند تا نتایجی را برای آنها در پی داشته باشد.

وی ابراز می‌دارد: بنابراین، این دو دسته از افراد در شهر بوشهر مورد نکوهشقرار گرفته، مردم رویکردی نسبت به آنها نداشته و ما آنها را به عنوان مداحنمی‌شناسیم و آنها برای اینکه جیبشان خالی نماند در هر فصلی از سال، چهره‌ای خاص از خود نشان می‌دهند.

وی ادامه می‌دهد: معمولا در ماه محرم، افراد صیادی که با لنج به سفرهای خارجی می‌روند ترجیحا سعی می‌کنند تا جایی که امکان دارد کار را تعطیل کننداما اگر به طور اضطرار مجبور به سفر کردن باشند وقتی وارد کشورهای حوزه خلیج‌فارس شوند همراه با شیعیان آنجا در مراسم عزاداری ابا عبدالله‌الحسین(ع) شرکت می‌کنند.

این نماینده بنیاد دعبل خزاعی استان بوشهر در خصوص جلوگیری از گرایش برخی از افرادی که می‌خواهند با رعایت اصول و قواعد سنتی و صحیح مداحی، منبرهاییشلوغ داشته و از گرایش به سوی سبک‌های سخیف خودداری کنند، تأکید می‌کند: درپایان مراسم سینه‌زنی که برخی آن را «یزله» و یا «حیدری» می‌نامند که ریتم تندی دارد و جوانان با شرکت در آن، احساسات خود را تخلیه می‌کنند. در این مراسم، افراد با گرفتن کمر یکدیگر، همگی در یک ستون قرار گرفته و سعی می‌کنند حرکاتی شورانگیز داشته باشند.

وی با بیان اینکه حلقه‌های سینه‌زنی «بُر» نام دارد، خاطرنشان شد: هر چه افراد، مجرب‌تر و معتقد‌تر باشند در حلقه میانی و کوچک‌تر این بُر‌ها قرار می‌گیرند

به نقل از خلیج فارس


 

دکتر شریعتی چهل سال قبل در باره عاشورا چه نوشت؟

دکتر عی شریعتی 40سال قبل مرثیه ای برای سیدالشهدا نوشته است که همچنان خواندنی است.

این نوشته را به نقل از کتاب " حسین وارث آدم" می خوانید:

شب عاشورا بود، عاشورای سال ۴۹؛ گفتم بروم به مجلس روضه ای، که صدایش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. منصرف شدم. اما شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد، چه می‌توانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم، اما چگونه می‌توانستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟
نامه ام را که به دوستم نوشته بودم - دوستی که هرگاه روزگار عاجزم می‌کرد و رنج به نالیدنم وا می‌داشت، به پناه او می‌رفتم - برگرفتم، گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی‌شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم، آنچه را در نامه ی او برای خود نوشته بودم و تصور غربت و رنج خودم بود، تصحیح کردم تا تصویر غربت و رنج حسین گردد.
... پیش چشمم را پرده ای از خون پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:
صحرای سوزانی را می‌نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می‌جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.

می‌ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است. به پاهایش می‌نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

می‌ترسم در سیمای بزرگ و نیرومند او بنگرم، او که قربانی این همه زشتی و جهل است. به پاهایش می‌نگرم که همچنان استوار و صبور ایستاده و این تن صدها ضربه را بپاداشته است. ترسان و مرتعش از هیجان، نگاهم را بر روی چکمه ها و دامن ردایش بالا می‌برم: اینک دو دست فرو افتاده اش، دستی بر شمشیری که به نشانه شکست انسان، فرو می‌افتد، اما پنجه های خشمگینش، با تعصبی بی‌حاصل می‌کوشد، تا هنوز هم نگاهش دارد... جای انگشتان خونین بر قبضه شمشیری که دیگر ...
... افتاد! و دست دیگرش، همچنان بلاتکلیف.

نگاهم را بالاتر می‌کشانم: از روزنه های زره خون بیرون می‌زند و بخار غلیظی که خورشید صحرا می‌مکد تا هر روز، صبح و شام، به انسان نشان دهد و جهان را خبر کند.
نگاهم را بالاتر می‌کشانم: گردنی که، همچون قله حرا، از کوهی روییده و ضربات بی امان همه تاریخ بر آن فرود آمده است. به سختی هولناکی کوفته و مجروح است، اما خم نشده است. نگاهم را از رشته‌های خونی که بر آن جاری است باز هم بالاتر می‌کشانم:  ناگهان چتری از دود و بخار! همچون توده انبوه خاکستری که از یک انفجار در فضا میماند و ... دیگر هیچ!
پنجه ای قلبم را وحشیانه در مشت می‌فشرد، دندان هایی به غیظ در جگرم فرو می‌رود، دود داغ و سوزنده ای از اعماق درونم بر سرم بالا می‌آید و چشمانم را می‌سوزاند، شرم و شکنجه سخت آزارم می‌دهد، که: «هستم»، که «زندگی می‌کنم».

این همه «بیچاره بودن» و بار «بودن» این همه سنگین! اشک امانم نمی‌دهد؛ نمی‌توانم ببینم. پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.در برابرم، همه چیز در ابهامی ‌از خون و خاکستر می‌لرزد، اما همچنان با انتظاری از عشق و شرم، خیره می‌نگرم؛
شبحی را در قلب این ابر و دود باز می‌یابم، طرح گنگ و نامشخص یک چهره خاموش، چهره پرومته، رب‌النوعی اساطیری که اکنون حقیقت یافته است. هیجان و اشتیاق چشمانم را خشک می‌کند. غبار ابهام تیره ای که در موج اشک من می‌لرزد، کنارتر می‌رود . روشن تر می‌شود و خطوط چهره خواناتر.
چقدر تحمل ناپذیز است دیدن این همه درد، این همه فاجعه، در یک سیما، سیمایی که تمامی ‌رنج انسان را در سرگذشت زندگی مظلومش حکایت می‌کند. سیمایی که ... چه بگویم؟

مفتی اعظم اسلام او را به نام یک «خارجی عاصی بر دین الله و رافض سنت محمد» محکوم کرده و به مرگش فتوی داده است. و شمشیرها از همه سو برکشیده، و تیرها از همه جا رها، و خیمه ها آتش زده و رجاله در اندیشه غارت، و کینه ها زبانه کشیده و دشمن همه جا در کمین، و دوست بازیچه دشمن و هوا تفتیده و غربت سنگین و دشمن شوره زاری بی حاصل و شن ها داغ و تشنگی جان گزا و دجله سیاه، هار و حمله ور و فرات سرخ، مرز کین و مرگ در اشغال «خصومت جاری» و ...

در پیرامونش، جز اجساد گرمی‌که در خون خویش خفته اند، کسی از او دفاع نمی‌کند. همچون تندیس غربت و تنهایی و رنج، از موج خون، در صحرا، قامت کشیده و همچنان، بر رهگذر تاریخ ایستاده است.
نه باز می‌گردد،
که : به کجا؟
نه پیش می‌رود،
که : چگونه؟
نه می‌جنگد،
که : با چه؟
نه سخن می‌گوید،
که : با که؟
و نه می‌نشیند،
که : هرگز !
ایستاده است و تمامی ‌جهادش اینکه ... نیفتد

همچون سندانی در زیر ضربه های دشمن و دوست، در زیر چکش تمامی ‌خداوندان سه گانه زمین(خسرو و دهگان و موبد - زور و زر و تزویر - سیاست و اقتصاد و مذهب)، در طول تاریخ، از آدم تا ... خودش! به سیمای شگفتش دوباره چشم می‌دوزم، در نگاه این بنده خویش می‌نگرد، خاموش و آشنا؛ با نگاهی که جز غم نیست. همچنان ساکت می‌ماند.

نمی‌توانم تحمل کنم؛ سنگین است؛ تمامی‌«بودن»م را در خود می‌شکند و خرد می‌کند. می‌گریزم. اما می‌ترسم تنها بمانم، تنها با خودم، تحمل خویش نیز سخت شرم آور و شکنجه آمیز است. به کوچه می‌گریزم، تا در سیاهی جمعیت گم شوم. در هیاهوی شهر، صدای سرزنش خویش را نشنوم.
خلق بسیاری انبوه شده اند و شهر، آشفته و پرخروش می‌گرید، عربده ها و ضجه ها و عَلم و عَماری و «صلیب جریده» و تیغ و زنجیری که دیوانه وار بر سر و روی و پشت و پهلوی خود می‌زنند، و مردانی با رداهای بلند و.......
عمامه پیغمبر بر سر و....... آه ! ... باز همان چهره های تکراری تاریخ! غمگین و سیاه پوش، همه جا پیشاپیش خلایق!

تنها و آواره به هر سو می‌دوم، گوشه آستین این را می‌گیرم، دامن ردای او را می‌چســــبم، می‌پرسم، با تمام نیــــــــاز می‌پرسم؛ غرقه در اشک و درد: «این مرد کیست»؟ «دردش چیست»؟ این تنها وارث تاریخ انسان، وارث پرچم سرخ زمان، تنها چرا؟ چه کرده است؟ چه کشیده است؟ به من بگویید: نامش چیست؟
هیچ کس پاسخم را نمی‌گوید!
پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است

 

منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی


 

معرفی مسجد باستانی مسجد نو - مسجد سیدالشهداء -

 

بوشهر شهریست به قدمت بیش از سه هزار ساله که ویرانه های شهر دوره ایلام در آن گواه عظمت آن می باشد این شهر دارای ابنیه و مساجد قدیمی زیادی می باشد که جا دارد نسبت به معرفی و حتی ثبت آنها در آثار فرهنگی و معنوی سازمان یونسکو   از نابودی این میراث جهانی جلوگیری شود در این مقاله به معرفی دوباره یکی از این مساجد زیبا می پردازیم

این مسجد در محله‌ی شنبدی قرار دارد. قدمت این مسجد به 340 سال پیش برمی‌گردد (براساس روایت و گفته‌های اهالی شنبدی) که گفته می‌شود فردی به نام ”شنبه‌بن‌صالح‌آل‌عصفور” که فردی عرب و اهل کشور مصر بوده ، چون فردی انقلابی و شیعه بوده با خانواده از کشور مصر مهاجرت کرده و به بحرین می‌رود ( مهاجرت وی به این دلیل بوده که در کشور مصر جهت انجام تبلیغات اسلامی برای او و خانواده‌اش جای مناسبی نبوده و فشار دولت‌مردان آن زمان، او را به ترک از دیار خود وادار می‌نماید )و بعد از مدتی این دیار را هم نیز ترک گفته و به همراه خانواده وارد کشور ایران ( و در نهایت بندر بوشهر) می‌شود و در همین محله‌ی کنونی (کوی شنبدی) اقامت می‌کند.
گفته می‌شود دراین محل درختان فراوانی وجود داشته است از جمله درخت کُنار ( کُنار یک نوع میوه درختی‌ست که بیشتر در جاهای گرمسیر رشد می کند که این میوه از نظر اندازه انواع مختلف دارد) و مرحوم آل‌عصفور با کمک اهالی محل و با مخارج خود تعدادی از این درختان را قطع کرده و در جای صاف وهموار شده مسجد کوچکی را بنا می کند و چون مسجد نو سازی در آن زمان بوده به اسم مسجد نو نام گذاری می‌شود.
بعدها به پاس قدردانی از وی اسم محل هم بر گرفته از اسم وی نام گذاری می شود واز آن زمان تا به حال اسم محل به نام ”کوی شنبدی”معروف است.(اسم محل منسوب به طایفه‌ی شنبدی می باشد.)
(محله‌ی شنبدی از قدیمی‌ترین ناحیه‌ی در میان دیگر محلات ناحیه‌ی مرکزی به شمار می‌رود. ((بر گرفته از کتاب سنگستان (2) نوشته عبدالحسین احمدی ریشهری ص 66))
محله‌ی شنبدی دارای بناهای تاریخی فراوانی‌ست که می‌توان به عمارت حاج رئیس، باشگاه ملوان، مدرسه گلستان ((یک دبستان قدیمی))، کلیسای ارامنه، زیارتگاه عباسعلی و..... اشاره کرد که هر کدام جاهای دیدنی برای افراد غیر بومی و مسافران خارجی به شمار می‌رود. در اوایل انقلاب اسم مسجد به نام ”سید الشهدا” تغییر نام پیدا می کند.
سال ها بعد یعنی در زمان مرحوم ”سید محمد رضا کازرونی” تعدادی زمین در اطراف مسجد خریداری می‌شود و این مکان بزرگتر می شود و شکل امروزی را به خود می گیرد.(تاریخ خریداری زمین ها وساخت این مکان به روایت بزرگان محله‌ی شنبدی به سال‌های 127- 1270هجری شمسی بر می‌گردد ) بعد از فوت مرحوم سید محمد رضا کازرونی این مکان به همان حالت باقی مانده است و فقط در 50سال پیش یک بار باز سازی جزیی شده است ویک بار دیگر یعنی در سال 1370ه.ش به طور کلی ولی با همان سبک قدیم بازسازی می‌گردد. ((ستون‌های این مسجد همان ستون‌های گذشته می باشد و هیچ گونه تخریبی در آن صورت نگرفته است.)) بازسازی می گردد. در مورد صحن یا ”بره” این مسجد گفته می‌شود که در آن زمان ها شخصی روحانی به نام مرحوم ”روف” زمینی را داشته که آن را وقف مسجد می‌کند واز آن به بعد این مکان می‌شود صحنی برای انجام مراسم عزاداری سنتی که در سال 1380 ه.ش این مکان به طور کامل بازسازی شده و به صورت امروزی در می آید .صحن این مسجد از بزرگترین صحن های بندر بوشهر می باشد و از نظر زیبایی در نوع خود بی نظیر است.
سیاه پوشی این مکان در نوع خود بی نظیر است و از قدیم تا به حال به عهده‌ی اهالی محل بوده که با خود روح عزاداری را در این مکان جای می گذارند.
[صحن یا در زبان محلی ”بره” به جایی گفته می شود که عزاداران به شکل دایره وار (سینه زنی سنتی) عزاداری می‌پردازند.]:
کلید این مسجد در دست بزرگانی چون مرحوم حاج کاظم خوشابی، مرحوم حاج رضا خوشابی، مرحوم سیداسماعیل امازاده‌ای، مرحوم سید امیر امامزاده‌ای مرحوم حاج کاظم خوشابی
مرحوم سید اسماعیل امامزاده ای،مرحوم بنکول (عموی مرحوم عبدالقاسم بنکول نوحه خوان شنبدی که گفته می‌شود در زمان کلیدداری مرحوم سید امیر امامزاده‌ای به دلایلی چند ماهی کلید این مسجد در دست مرحوم بنکول بوده است)، مرحوم عبدالمجید درخشانیان، مرحوم حاج اسماعیل شکیبازاده (ایشان از اول انقلاب اسلامی به عنوان بانی این مسجد بوده است که در سال 1384 ه.ش دار فانی را وداع گفت، روحش شاد باد) و بعد از ایشان کلید این مسجد در دست آقای حاج رحمان مظلوم‌زاده جای می‌گیرد.
صحن این مسجد نوحه‌خوانان بی‌شماری را در دل خود جای داده است که می‌توان از مرحوم ناخدا عباس دریانورد، مرحوم محمد‌شریفیان، مرحوم جعفر بخار، مرحوم علیباش خرمائی(پدر آهنگ‌ساز خوب این دیار جناب آقای عبدالحسین خرمائی)، مرحوم عبدالقاسم بنکول، علی دشتی، داریوش ماهینی، باقر آرامی ( آقایان علی دشتی، داریوش ماهینی و باقر آرامی نام برد


از مراسم‌ دیدنی و مذهبی این مسجد، مراسم روز تاسوعای حسینی‌ست که اهالی محل و عزاداران حسینی با روی دست گرفتن حجله‌ی قاسم، گهواره‌ی علی اصغر، حجله‌‌ی علی اکبر و دیگر نمادهای کربلا با غنچه‌های گل به همراه نواختن موزیک در روز تاسوعای حسینی از درِ مسجد تا میدان انقلاب با پای پیاده همراهی می‌کنند که این مراسم به همراه خواندن ذکر و مصیبت اهل بیت کربلا صورت می‌گیرد. این مراسم از ده‌ها سال پیش تا به امروز انجام شود و ان‌شاا... در آینده هم برای نسل بعد اجرا خواهد شد.

لینک نقشه محل مسجد در گوگل

http://static.panoramio.com/photos/original/29523192.jpg

http://www.panoramio.com/photo/29523192

نقل از  از ماتم داران


 

مراسم عزاداری در بوشهر

سینه زنی بوشهری و اوج بداعت گری

 

سینه زنی بوشهری و اوج بداعت گری


 

به درستی معلوم نیست مراسم عزاداری سنتی بوشهری از چه زمانی وارد این خطه از کشورمان شده است، ولی فرض سابقه ای یک تا دو قرنی برای این مراسم معقول و منطقی می باشد. آن چه مسلم است ذکر مصائب اهل بیت به طور اعم و عزاداری برای امام سوم شیعیان و اهل بیت ایشان سابقه ای 4 تا 5 سده ای  دارد.

می توان متصور شد که ذکر این مصائب با ریتمی موسیقیایی شبیه چاووش و یا لالایی مادران برای کودکانشان بوده باشد که افرادی به عنوان ذاکر و گوینده و سایرین به عنوان مستمع و در اوقاتی نیز هم نوایی کردن در این ذکرها احتمالا به صورت دایره وار گرد هم می نشسته اند.

این نغمه های حزین آرام  آرام دارای ملودی خاص شدند که برخی از آن ها مقام از موسیقی های محلی سایر نقاط کشور را به خدمت گرفتند و همراه با دستگاه دشتی روز به روز غنی تر گردیدند.

مقام هایی از خرامان (اشتر فجو) و موسیقی بختیاری (چپر و رهاب) در این میان بیشتر به دل ساحل نشینان خلیج فارس نشست و  موسیقی مذهبی بوشهر بر این پایه مقامی شکل گرفت.

با تردد ناخدایان و جاشوان کشتی های چوبی و لنج های تجاری به کشورهای آفریقایی و به خصوص سواحل شرقی  قاره سیاه به این نغمه های حزن انگیز ریتمیک حرکاتی نیز افزوده شد.

ناخدایان و ملوانان در طول زمان پهلوگیری در اسکله های کشورهای آفریقایی بنا به دعوت میزبانان خود به مراسم محلی دعوت می شدند و از نزدیک مراسم مختلف آفریقاییان را در نقاط و شهرهای مختلف این قاره کهن به دیده خود مشاهده نمودند. مراسمی که در اعیاد، جشن ها، سالگردها و سایر مناسبت ها به شیوه مردم آن دیار برگزار می شد، توانست ایده هایی برای انجام آن و بازسازی  آن ها در وطن برای این ملاحان ایجاد  نماید.

در بخش جشن و سرور، یزله و پایکوبی به همراه نوای نی انبان و تنبک به راحتی وارد فرهنگ ساحل نشینان خلیج فارس گردید و برای مراسم مذهبی و بازگویی مظلومیت  امام حسین(ع) و یارانش نیز کپی و نسخه برداری از مراسم مذهبی این مردم به راحتی صورت گرفت.

ایرانیان ساحل نشین هنرمند نه تنها این مراسم را وارد خطه جنوب کشورمان نمودند، بلکه با مخلوط نمودن هر یک از مراسم و ترکیب آن ها با یکدیگر هارمونی جدیدی ایجاد نمودند. به راحتی می توان گفت در سنج و دمام بوشهری سه آلت جدا از هم  شامل بوق، دمام و سنج که هر کدام از یک قبیله یا منطقه آفریقایی کپی برداری شده بود در این جا ترکیب شدند و سنج و دمام بسیار غنی بوشهری را ایجاد نمودند.

 در سینه زنی بوشهری نیز بداعت گری به اوج خود رسید. دیده های تیزبین مداحان بوشهری از مراسم مذهبی در منطقه ای از آفریقا که در آن جادوگر قبیله در میان  جمعی مراسمی مذهبی برای خشنودی خدای خود (یا معبودی فرضی) را اجرا  می نموده است، توانست تصویرهایی از این مراسم را  در ذهن ایشان به حافظه سپرده و پس از بازگشت از آن قاره به مردمان خود در جنوب کشور بازگو کنند.

نیاز به انجام حرکات موزون در کنار و به همراه آوای موسیقیایی که نوعی مراسم مذهبی یا جشن و سرور را به حد اعلای خود دلنشین می نماید باعث گردید تمام علاقمندان به هنر موسیقی و تئاتر تلاش خود را برای ایجاد گروه هم نوا در مراسم مذهبی یا جشن و اعیاد به کار گیرند.

به هر حال امروز مراسم مذهبی بوشهری با غنای کامل خود نه تنها در این منطقه از کشور که حتی به تمام نقاط همسایه و تا سر حدات این کشور بزرگ صادر شده است. استان های خوزستان، هرمزگان  دقیقا  کپی برداری نمودند و سایر استان های کشور بخش هایی از این مراسم را به همراه آن چه  خود داشته اند وارد مراسم مذهبی خویش نمودند.

طبل که نمادی از دمام بوشهری است امروز حتی در استان های آذری ما در مراسم مذهبی به کار گرفته می شود. سینه زنی  تمام  مردم کشورمان اکنون با نیم نگاهی به روش سینه زنی بوشهری در سایر شهرهای ما انجام می شود.

این که تغییر و یا نوع آوری در این مراسم چگونه خواهد بود سوالی است که باید با سوال دیگر پاسخ داده شود.

آیا هر نوع  آوری و تغییر در یک مراسم فرهنگی یا آموزه ای باسابقه در میان توده و مردم یک منطقه تا زمانی که نیازی به آن نباشد در راستای تخریب آن انجام نخواهد شد؟

تمام رفتارهای عمومی و به خصوص فرهنگی  ما دارای ریشه هایی در برهه ای از تاریخ و حیات ما دارند که اکنون خود به فرهنگ تبدیل شده اند.

نیاز به ایجاد  شعر نوع  یا نیمایی یک نیاز واقعی است. آن جا که نثر فارسی قادر به بیان احساسات قلبی و فکری ما نبوده و توده  مردم نیز قادر به قافیه و عروضی آن نیستند شعر نوع خلق می گردد.

آیا این نیاز برای موسیقی مذهبی ما اکنون وجود دارد. سرودن اشعاری در مدح و ستایش دلاور مردی های امام سوم شیعیان و ذکر مظلومیت های وی و خاندان اطهر ایشان و هم نوایی نمودن دسته هایی از مردم که در فضایی به نام شبستان معبد برای ساعتی  گرد هم جمع می آیند آن چنان سخت و دردسر ساز نیست که بخواهیم برای تغییر و نوع آوری در آن تلاشی بنماییم. البته بدیهی است که استفاده از سخت افزارهای مدرن، کمک به بهتر انجام شدن این مراسم خواهد بود ولی رعایت اصل  قواعد و اساس این مراسم به ماندگاری بیشتر آن می انجامد و بدون شک در هر برهه از زمان با شیواتر بیان شدن اشعار جدید  و ایجاد هارمونی های دلنشین تر به زیباتر برگزار شدن این مراسم کمک خواهد کرد. 

و البته به صراحت می توان گفت که تقلید کورکورانه از آن چه در دو سال اخیر به شکل وقیحانه ای توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و با زور تبلیغات مجریان تلویزیون و هزینه های گزاف از جیب این مردم و کشاندن یکی از مداحان گمنام از کشور کویت ( نزارالقطری) به ایران گناهی نابخشودنی است که مردم این خطه و در رأس آن ها مدیحه سرایان و نوحه خوانان بایستی ضمن پرهیز از تقلید طوطی وار از این مداحی که حتی قادر به تکلم فارسی به طور فصیح نبوده بو دون توجه به قواعد دستوری بخش های از مداحی خود  را به عربی و بخش هایی را به فارسی و هم چنان که یک شیر قهوه را به هر طعم و ذائقه ای درست کرده و نوش جان می کنند عملی نموده در جلوگیری از آن و پخش برنامه ایشان حداقل از مرکز صدا و سیمای استان بوشهر اهتمام جدی به عمل آورند.

 

نقل از نسیم جنوب


 

فرا رسیدون تاسوعا و عاشورای حسینی برتمام همشهریان و شیعیان جهان تسلیت باد


فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟
آیا تاسوعا و عاشورا قبل از قیام کربلا وجود داشتند؟!


در پاسخ این سؤال باید توجه کرد که: «تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد. اطلاق کلمه «عاشورا» بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین و یاران آن حضرت، صورت پذیرفته است و در دوره پیش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورانمیگفتند.کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز دوم محرم به سرزمین مقدس کربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمین بودند به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام نامیدند.

ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» و ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود، (1).
در «مجمع البحرین» نیز آمده است: «عاشورا یک اسم اسلامی است» آنچه پیش از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین علیه السلام بود این بود که هم پیامبر اسلام(ص) و هم حضرت علی علیه السلام شهادت امام حسین علیه السلام را در کربلا پیشگویی کرده بودند و حتی امام حسین علیه السلام نیز شهادت خود را پیشگویی کرده بود و به برخی از پیامبران پیشین هم شهادت آن حضرت وحی شده بود، (2). ولی پیش از اسلام دهم محرم را عاشورا نمیگفتند. ولی پس از آنکه حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسید، آن روز در میان مردم به روز عاشورا معروف گردید و شیعیان علی علیه السلام آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند و در مقابل آنان بنی امیه و پیروانشان آن روز را روز جشن و سرور قرار دادند و به تدریج دشمنان شیعه درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند در حالی که آن روز، روز غم و اندوه است و روز مصیبت و نکبت است، روزی است که بهترین انسان را کشته‏اند، جگر رسول خدا را پاره کرده‏اند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت برده‏اند، آیا اینگونه روز میتواند روز مبارکی باشد؟!


شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان میگوید: روز دهم ماه محرم روز شهادت امام حسین است، روز مصیبت و حزن ائمه اطهار و شیعیان آنان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارهای دنیوی نگردند و مشغول گریه و نوحه باشند و زیارت عاشورا بخوانند.

شیخ عباس قمی به نقل از نویسنده «شفاء الصدور» میگوید: بنی امیه روز عاشورا را مبارک میدانستند: در این روز برای خود خرید میکردند و خرید را در آن روز سنّت خود کرده بودند، آنان در این روز مراسم عید بر پا میکردند، آن روز را روزه میگرفتند و در آن روز طلب حوائج را مستحب میدانستند و برای همین درباره روز عاشورا فضایل و مناقبی ساخته‏اند و حتی دعائی هم درباره آن درست کرده‏اند که اولش این است: یا قابل توبة آدم یوم عاشورا، یا رافع ادریس الی السماء یوم عاشورا، یا مسکّن السفینة یوم عاشورا یا غیاث ابراهیم من النار یوم عاشورا. اینها را ساخته‏اند. تا امر، مشتبه شود. آنان در سخنرانیهای خود میگویند: هر نبیّ وسیله و شرفی دارد و در روز عاشورا، این شرف زیاد میشود مانند خاموش کردن آتش نمرود برای ابراهیم، قرار گرفتن سفینه نوح به کوه جودی، غرق ساختن فرعون در دریا و نجات حضرت موسی از دست فرعون، نجات حضرت عیسی از دست یهودیان.

شیخ عباس قمی در ادامه میگوید: شیخ صدوق از میثم تمار نقل کرده که میثم تمّار گفت: این امت پیامبر، فرزند پیغمبر خود را میکشند و روز عاشورا را که فرزند پیغمبر را کشته‏اند، روز مبارک قرار میدهند و این کار شدنی است و خواهد شد. راوی میگوید: به میثم گفتم: چگونه آن روز را روز مبارک قرار میدهند؟ گفت: آنان در فضیلت آن حدیث وضع میکنند و میگویند: روز عاشورا روزی است که خداوند توبه آدم را پذیرفته است با اینکه توبه آدم در ذی حجه پذیرفته شده است، آنان میگویند: در عاشورا، یونس از شکم ماهی نجات یافته است، در حالی که در ذی قعده از شکم ماهی نجات یافته است، میگویند: روز عاشورا روزی است که سفینه نوح در کوه جودی قرار گرفت در حالی که روز هیجدهم ذی حجه در کوه قرار گرفت و آنان میگویند: روز عاشورا دریا برای موسی شکافته شد در حالی که در ربیع الاول شکافته شده بود، (3).


گوشه هائی از زیارت عاشورا که در این رو زو شب های عزیز بهتون سفارش می کنم مدام این قسمت از زیارت عاشورا را تکرار کنید:

بسیم الله الرحمن الرحیم
اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التی جاهدتِ الُحسین وَشایعتْ و بایِعتْ و تابِعتْ علی قِتله اللهمَّ العنهم جمیعاً پس میگوئی صد مرتبه السلام علیکَ یا ابا عَبداللهِ وَ علی الاَرواح الَّتی حَلت بفنآئِکَ علیکَ مِنی سلامُ الله ابداً ما بَقیتُ وَ بقیَ اللیلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمنی لزیارتکم السلامُ علی الحسین وعلی علی بن الحیسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
و همچنین لعنت می فرستیم :
اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن منی وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثانی وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ یزید خامساً و العن عبیدَ اللهِ بن زیادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابی سفیانَ وَال زیاد و ال مروان و الی یوم القیامَة پس سجده می روی و میگوئی اللهمَّ لکَ الحَمد حمدَ الشاکرینَ لَکَ علی مصابهم الحمدُ للهِ علی عَظیمِ رَزیتی اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِکَ مَعَ الحُسَینِ وَ اَصْحابِ الحُسَینِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَینِ عَلَیه السَّلام


التماس دعا
موفق باشید


 

نوروز در بوشهر

بوشهر در نوروز واقعا" دیدنیست بهار را در کنار خلیج نیلگون فارس لمس خواهید کرد


مردم استان بوشهر همچون دیگر مردمان ایرانی نوروز را با شادمانی دید و بازدید و پوشیدن لباس‌های نو آغاز کرده و خود را مهیای سفر یا پذیرایی از مهمانان نوروز می‌کنند،آنچه در خصوص آئین‌های نوروزی مردم استان بوشهر حائز اهمیت است این نکته است که در قدیم عید نوروز از اهمیت چندانی برخورد دار نبوده و مردم عید فطر را با شکوه بیشتری برگزار می‌کردند. اما در مورد مراسم‌ نوروز همچون دیگر مناطق عید را با تبریکات و دید و بازدیدهای مرسوم آغاز کرده و با پوشیدن لباس‌های نو به استقبال بهار می‌رفتند.
در شهر بوشهر مراسم نوروز به طور کامل برگزار می‌شد اما پهن کردن سفره هفت سین در نقاط مختلف شهر با هم متفاوت بوده اما همه مردم فرا رسیدن سال جدید را به فال نیک گرفته و در ایام نوروز نوعی شیرینی بنام "بیت گلی" تهیه می‌‌کردند.
تشریفات سفره هفت سین در بین ثروتمندان بیشتر بود و علاوه بر شیرینی "بیب گلی" و "قراپیچ" بقیه شیرینی‌های مورد نیاز را نیز از بازار تهیه می‌کردند.
در حالی که فرا رسیدن عید نوروز برای همه با خوشحالی و مسرت همراه بوده برای عده‌ای غصه‌آور بود، زیرا از لحاظ
وضعیت مالی در شرایطی نبودند که بتوانند مایحتاج ضروری ایام عید را تهیه کنند و این ناراحتی را با خواندن این اشعار نشان می‌دادند، عید ما نوروز ما جومه کهنه هر روز ما عید آمد و ما قبا نداریم با کهنه قبا صفا نداریم.
بازیهای کودکانه نواحی مرکزی و بیرونی بوشهر نیز با هم متفاوت بود. در ایام نوروز بچه‌های نواحی بیرونی بازیهای چون "تیله بازی"، "هفت سنگ" و "گوگ بازی" برگزار می‌کردند. این در حالی بود که امکانات بچه‌های نواحی مرکزی شهر خیلی بیشتر بود. آنها در ایام عید به میدان وسیعی بنام "لوله خرابی" در محله "جبری" رفته و به بازیهای چون "تیله بازی"، "تخم مرغ بازی"، "قاب بازی" می‌پرداختند و عده‌ای نیز سوار بر نوعی چرخ و فلک دستی بزرگ خود را سرگرم می‌کردند این در حالی بوده که در همان ایام عید دست‌فروشان اجناس موردنیاز را در میدان مذکور عرضه می‌کردند.
عده‌ای دیگر نوعی وسیله برد و باخت بنام "ده شی" به "سی شی" راه می‌انداختند. این وسیله برد و باخت چنان بود که یک شیشه دهن گشاد چهارگوش را پر از آب کرده و یک استکان در ته آن جای می‌دادند و هرکس موفق می‌شد که از بالای شیشه یک عدد "ده شاهی" به درون استکان بیندازد "سی شاهی" برنده می‌شد و گرنه "ده شاهی" را از دست می‌داد.
مراسم چهارشنبه سوری نیز علاوه بر بوشهر در تمام نقاط ایران هم مرسوم بوده این رسم تا نیمه سده پیش نزد مردم بوشهر ناشناخته بود، اما این بدان معنا نبود که آنان از این رسم بی‌اطلاع باشند یا آن را فراموش کنند. آنها آخرین شب چهارشنبه ماه صفر هر سال هجری قمری را در واقع به منزله چهارشنبه سوری می‌دانستند، زیرا ماه صفر و به ویژه روز ۱۳ صفر را بسیار سنگین قلمداد می‌کردند و به خاطر اینکه از نحس بودن این ماه جان سالم به در برند و به ماه‌های دیگر منتقل نشود، در عصر آخرین سه شنبه ماه صفر به کنار دریا می‌رفتند و پاهای خود را تا ساق در آب می‌زدند و ضمن آنکه چند عدد سنگ به درون آب پرتاب می‌کردند می‌گفتند؛ "درد و غم در، تو اوو دریه بیشو"،و اعتقاد داشتند این کار را باید تا پیش از غروب آفتاب انجام دهند و اگر به ساعات بعد انجامد فایده‌ایی نخواهد داشت. اما بعد از بازگشت از دریا، این مراسم را در محل دیگری هم انجام می‌دادند. ۲۱ عدد سنگ ریزه از هفت راه را جمع آوری کرده از هر راه سه سنگ و جمعا ۲۱ عدد و آن را در زیر تابه گرمک که به روی آتش جای داده بودند می‌نهادند و چند بار به روی تابه می‌پریدند، آنگاه سنگ ریزه‌ها را درون ظرف پر از آب ریخته و آب روی آن را به همه افرادی که در آنجا جمع آمده بودند برای طول عمر می دادند.
هرگاه چهارشنبه سوری به فصل تابستان تقارن پیدا می‌کرد، معمولا نوجوانان در صبح روز چهارشنبه راهی دریا می‌شدند و مراسم چهارشنبه سوری خود را با شنا کردن در آب دریا به جای می‌آوردند.
● آداب نوروزی دیگر شهرهای استان بوشهر
در شهرستان دشتستان مردم همزمان با عید نوروز به دیدار یکدیگر رفته و عید را به هم تبریک می‌گویند، همچنین به امام زاده‌ها می‌روند غذا درست می‌کنند و بچه‌ها از بزرگترها عیدی می‌گیرند، سفره هفت سین هم که قبلا نبوده امروز این رسم را هم به جای می‌آورند و به طور کلی نوروز را با تشریفات کامل انجام می دهند.
در برازجان همچون اکثر نقاط استان بوشهر، عیدی که از نوروز مهم‌تر بوده عید فطر است که عمده دید و بازدیده‌ها در آن روز بوده و معتقد بوده‌اند که نوروز متعلق به ثروتمندان است و عید فطر متعلق به فقر است.
در این منطقه از استان قبلا مراسم سیزده بدر نبوده و این روز را نحس می‌پنداشتند اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این رسم با تشریفات کامل برگزار می‌شود. مردم به صحرا رفته و غذای خود را در آنجا می‌خوردند در این روز دخترهای مجرد سبزه‌ها را گره زده و به این نیت که بختشان باز شود می‌گویند، سیزده بدر سال دیگر خونه شوهر.
در شهرستان گناوه نیز چند روز قبل از نوروز را عید مردگان می‌گویند و برای اینکه از اموات خود یادی کرده باشند میوه به قبرستان برده و نذری می‌دهند.
خانه تکانی به طور کامل از دیگر رسوم معمول مردمان این دیار است که سال نو را با پاکیزگی و نظافت کامل منزل خود شروع کنند.
اگر خانواده‌های چند ماه قبل از سال نو یکی از نزدیکانش فوت کرده باشد از طرف آشنایان دور و نزدیک از بقیه افراد خانواده می‌خواهند که لباس مشکی خود را دربیاورند و لباس نو بپوشند. همچنین چند روز قبل از سال نو مقداری گندم داخل بشقابی می‌ریزند و آن را آب می‌دهند و پارچه‌ای را هم روی آن می‌گذارند و آب می‌دهند تا سبز شود و آن را روی سفر خود می‌گذارند. مراسم نوروز در شهر دیلم و توابع آن به این صورت بوده که چون در قدیم زمان تحویل سال را نمی‌دانستند وقتی بزرگ مجلس زمان تحویل سال را اعلام می‌کرد همه به گفته او عمل کرده و عید را به هم تبریک می‌گویند و شیرینی می‌خوردند. در موقع تحویل سال همه باید در خانه باشند و اگر کسی در خانه نباشد می‌گویند همیشه در سفر است.
در نقاط مختلف شهرستان دیگر نیز عید نوروز از اعیاد مهم به شمار نمی‌رفت همچنان که عید فطر عیدی است که از اهمیت بیشتری برخوردار است.
در این منطقه نیز خانه تکانی،پوشیدن لباس نو، دید و بازدید، رفتن به دشت و صحرا از رسوم متداول است. در چهارشنبه سوری نیز رسم بر این بوده که مادران یک قاشق شکر کف دست بچه‌ها می‌ریختند و می‌گفتند بروید این شکر را به دریا بریزند و به این نیت که ذهن دریا شیرین شود تا از ما راضی باشد، ضمنا این کار خاصیت دفع چشم زخم را هم داشته است.
در شهرستان دشتی نیز کسانی که وضع مالی بهتری داشتند سفره هفت سین پهن می‌کنند در حالی که امروزه اکثر خانواده‌ها این رسم را به جا می‌آورند و در سفره هفت سین سبزی، آئینه، شمع، تخم مرغ رنگ کرده قرار داده و در هنگام تحویل سال معتقدند تخم مرغ‌ها تکان می‌خورند.
در روستای چاووشی نیز بر این عقیده بودند که یک ساعت قبل از تحویل سال گوسفندی را می‌دوشیدند و شیر آن را در جایی قرار می‌دادند و اگر شیر به ماست تبدیل می‌شد اعتقاد داشتند که سال تحویل گردیده است.


 




 

مسجد شنبدی بوشهر(٢)
عزاداری بوشهریها(٢)
محرم و صفر در بوشهر(٢)
مساجد باستانی ایران(۱)
مساجد باستانی بوشهر(۱)
آثار باستانی بوشهر(۱)
مرثیه عاشورا(۱)
درباره عاشورا(۱)
سینه بوشهریها(۱)
عزاداری در بوشهر(۱)
امام حسین وبوشهر(۱)
عید نوروز در بوشهر(۱)
گردشگری در بوشهر(۱)
آهنگ مادر ابی(۱)
کمک به بازسازی مسجد(۱)
آتش سوزی در مسجد شنبدی بوشهر(۱)
بازسازی مسجد نو شنبدی(۱)
شریعتی و عاشورا(۱)
بازسازی مسجد سیدالشهدا شنبدی(۱)
مسجد نو(۱)
محله شنبدی(۱)
نوروز در بوشهر(۱)
فلسفه روز عاشورا و تاسوعا(۱)
عاشورا در بوشهر(۱)
سینه زنی بوشهریها(۱)
ناصر ندافیان(۱)
بازیگر تاتر بوشهر(۱)
استادمحمداسماعیل روشن روان(۱)
آموزشگاه مهرآهنگ(۱)
گروه موسیقی «مفتون»(۱)
اداره هلال احمر(۱)
عزاداری بوشهری(۱)
محرم در بوشهر(۱)
عاشورا(۱)
دمام(۱)
دانلود آهنگ(۱)
خلیج همیشه فارس(۱)
بازیگر سینما(۱)
روز مادر مبارک(۱)
دکتر شریعتی(۱)
مصاحبه با هنرمندان(۱)
عید فطر مبارک(۱)
نام خلیج فارس(۱)
تاسوعا(۱)
عید شما مبارک(۱)
جشن شعبانیه(۱)
عکس دیربندی مسجد(۱)
تزیین مسجد(۱)

 

اسدسنگابی

 

آذر ٩٠
اسفند ۸٩
آذر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸

 

بوشهریها چگونه عزاداری می کنند - پیشینه عزاداری بوشهری‌ها
دکتر شریعتی چهل سال قبل در باره عاشورا چه نوشت؟
معرفی مسجد باستانی مسجد نو - مسجد سیدالشهداء -
مراسم عزاداری در بوشهر
فرا رسیدون تاسوعا و عاشورای حسینی برتمام همشهریان و شیعیان جهان تسلیت باد
نوروز در بوشهر
بازسازی مسجد سیدالشهدا شنبدی بوشهر
عید سعید فطر مبارک (مرواتون همی ساله باشه )
آتش سوزی در مسجد باستانی شنبدی(نو) بوشهر-کمک به بازسازی مسجد
مادر روزت مبارک (تقدیم به تمام مادران زحمتکش بوشهری )

 

 

 

 

RSS 2.0


 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
 Themes By Blog Skin :.